در قزوین، دهها هزار جوان ترک بار دیگر با صدایی بلند و متحد فریاد زدند: «آذربایجان شرفدی، پهلوی بیشرفدی». این فریاد، فراتر از یک شعار فوتبالی یا محلی، نمادی از مقاومت فرهنگی و سیاسی نسلی است که دیگر سکوت نمیکند. صدای این جوانان علیه استبداد و هر شکل از اقتدار غیرمردمی، محدود به یک نقطه جغرافیایی نیست؛ این پیام آرام آرام در شهرهای مختلف کشور طنین میاندازد و نشان میدهد که آگاهی اجتماعی و حقوق جمعی، مرز نمیشناسد.
جوانان ترک امروز با درک روشن از حقوق جمعی ملی و اتنیکی خود، میدانند که آزادی و عدالت فقط در حضور نهادهای مردمی و مشارکت جمعی محقق میشود. آنها با فریادهایشان علیه سلطه و تحمیل قدرت از بالا، نه تنها بازگشت سلطنت یا استبداد را نفی میکنند، بلکه خواست خود برای برساخت حکمرانی بومی و خودمدیریتی محلی را اعلام میکنند. این نسل نشان داده است که هیچ شکلی از قدرت موروثی یا غیرمشروع، چه با تاج و چه با عمامه، نمیتواند مشروعیت داشته باشد.
شعار «آذربایجان شرفدی، پهلوی بیشرفدی» فراتر از انتقاد از یک فرد یا یک نظام، بیانگر مخالفت با تمام اشکال دیکتاتوری و تمرکز قدرت در دستان اقلیتی محدود است. جوانان با این صدا، پیامی روشن میفرستند: تاریخ تجربه شده نشان داده که هر حکمرانی غیرمردمی، سرانجام به مقاومت و اعتراض جمعی میانجامد و ملتها برای احقاق حقوق خود کوتاه نخواهند آمد.
این نسل با آگاهی عمیق از هویت اتنیکی و تاریخی خود، خواهان ساختن جامعهای است که در آن تصمیم و مدیریت بر اساس مشارکت واقعی مردم شکل گیرد، نه تحمیل قدرت از بالا. آنها میدانند که حقوق جمعی و عدالت ملی، بدون پذیرش تفاوتها و احترام به هویتهای محلی، ممکن نیست. مقاومت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنها همزمان پیامآور حق برساخت حکمرانی بومی و هم نفی هر نوع سلطه و استبداد است.
این فریادها، یادآور این حقیقت هستند که جامعهای پویا و زنده، محصول آگاهی، همبستگی و مطالبه مستمر شهروندانش است. جوانان ترک، با ایستادگی و مشارکت فعال، نشان میدهند که آزادی، عدالت و خودمدیریتی، نه آرزویی دور، بلکه حق مسلم جمعی آنان است. در این مسیر، هیچ سلطنت یا استبدادی نمیتواند صدای جمعی مردم را خاموش کند؛ و این نسل مصمم است که حقوق خود را با آگاهی، اتحاد و حضور اجتماعی بازپس گیرد.