در بطن محتوای شعارها مسئله «اصلِ قدرت» است. شعارهایی از این جنس دقیقاً وقتی معنا پیدا میکنند که حافظه تاریخی فعال است و جامعه میداند استبداد با لباس عوضکردن ماهیتش را از دست نمیدهد. تاج و عمامه اگر به نفی حاکمیت مردم برسند، از نظر تجربه زیسته یکی هستند.
از زاویه عملی و تحلیلی، اهمیت این فریادها در سه چیز است:
اول، مرزبندی روشن با هر پروژه اقتدارگرایانه؛ یعنی جامعه از پیش اعلام میکند که قرار نیست فریب بازتولید گذشته را بخورد.
دوم، پیوند دادن اعتراض محلی با مطالبه سراسری؛ اورمیه، تبریز یا هر شهر دیگر، مسئلهاش فقط خودش نیست، بلکه آزادی و حق تصمیمگیری مردم است.
سوم، انتقال مرکز ثقل گفتمان از «چه کسی حکومت کند» به «چگونه و با چه سازوکاری حکومت شود».
این همان نقطهای است که اعتراض از واکنش احساسی عبور میکند و به آگاهی سیاسی میرسد. آگاهیای که میگوید مسئله، تغییر دیکتاتور نیست؛ مسئله پایاندادن به چرخه دیکتاتوری است. چنین حافظهای اگر حفظ شود، اجازه نمیدهد تاریخ به شکل کمدی یا تراژدی تکرار شود.