تحلیل سیاست عملی در ایران بدون توجه به تمرکز ساختاری قدرت ناقص است. در دهههای اخیر، آرایش حقیقی قدرت بهگونهای تثبیت شده که کانون اصلی تصمیمگیری در سطحی فراتر از نهادهای انتخابی قرار دارد. این تمرکز، اگرچه با استدلال حفظ ثبات توجیه میشود، در عمل به محدود شدن رقابت سیاسی، تضعیف احزاب و کاهش اثرگذاری نهادهای برآمده از رأی مردم انجامیده است. در چنین وضعیتی، انتخابات بیش از آنکه عرصه تغییر راهبردهای کلان باشد، کارکردی تنظیمی در درون ساختار پیدا میکند.
پیوند این انسداد با بحرانهای معیشتی در اعتراضات دیماه آشکار شد. اعتراضاتی که از مطالبات اقتصادی آغاز شدند، بهسرعت بُعدی سیاسی یافتند؛ زیرا بخشی از جامعه، ریشه مشکلات را در تمرکز تصمیمگیری و ضعف پاسخگویی جستوجو میکرد. هنگامی که سیاستگذاری در فضایی کمرقابت و غیرشفاف و متکی بر نهادهای غیرپاسخگو صورت گیرد، نارضایتی اقتصادی به مطالبه اصلاح ساختار قدرت تبدیل میشود و شکاف دولت–ملت تعمیق مییابد.
تداوم این الگو با محدودسازی رقابت انتخاباتی، فشار بر رسانههای مستقل و تضعیف جامعه مدنی، چرخهای از انحصار را بازتولید کرده است؛ چرخهای که در آن گردش نخبگان دشوار و امکان طرح بدیلهای واقعی محدود میشود. پیامد آن، کاهش سرمایه اجتماعی و انتقال مطالبات از کانالهای رسمی به عرصههای پرهزینه و تنشزا است.
از اینرو، عبور از وضعیت کنونی صرفاً با تغییر افراد یا اصلاحات مقطعی ممکن نیست، بلکه به بازنگری در معماری کلان قدرت نیاز دارد. تا زمانی که اختیارات راهبردی در کانونی فردمحور و متمرکز انباشته باشد، توازن نهادی و پاسخگویی ساختاری شکل نمیگیرد. گذار پایدار مستلزم توزیع قدرت، تقویت واقعی تفکیک قوا و افزایش استقلال نهادهای انتخابی است.
اپوزیسیون جمهوریخواه برای تحقق گذار دموکراتیک باید بدیلی متفاوت از منطق تمرکز ارائه کند. جایگزینی یک مرکز با مرکز دیگر، انحصار را بازتولید خواهد کرد. طرح ساختاری متکثر، از جمله الگوهای فدرالیستی مبتنی بر تقسیم شفاف صلاحیتها میان دولت مرکزی و واحدهای منطقهای، میتواند پاسخی نهادی به تمرکز تاریخی قدرت باشد؛ الگویی که با تضمین حقوق برابر شهروندی، استقلال قوه قضائیه و نظام حزبی آزاد، زمینهساز دموکراسی درونزا و مشارکت گستردهتر خواهد شد.
بدینسان، توسعه پایدار در گرو گذار از ساختار متصلب کنونی به نظمی توزیعشده، پاسخگو و متکی بر تکثر نهادی است؛ نظمی که در آن شهروندان و مناطق مختلف، کنشگران مؤثر سرنوشت خویش باشند.
#گذار_دموکراتیک
#دموکراسی_پساگذار
#از_دموکراسی_بگو
#فدرالیسم