حکومت ملی آزربایجان و مدرنیتهٔ زنانه:
واکاوی تجربهٔ نخستین اصلاحات جنسیتی در ایران معاصر
آرش کهبور
سید جعفر پیشهوری، روزنامهنگار و روشنفکر برجستهٔ چپگرا که در صحنهٔ فکری و سیاسی آزربایجان و ایران نقشی اثرگذار ایفا کرد، نخست بهعنوان نمایندهٔ تبریز در مجلس شورای ملی وارد عرصهٔ سیاست شد و سپس، در جایگاه یکی از چهرههای محوری جنبش دموکراتیک ـ ملی آزربایجان ، از همان آغازِ فعالیتهای سیاسی خویش توجهی ویژه و پیگیر به مسائل زنان و احقاق حقوق آنان نشان داد.
میر جعفر جوادزاده ی خلخالی در مقالهای با عنوان «برای خواهران زحمتکش» که در روزنامه «یولداش» به صراحت به مسئله محرومیت زنان و ضرورت برابری جنسیتی پرداخت.
پیشهوری در این مقاله، با نگاهی انقلابی و سوسیالیستی، وضعیت زنان در جامعه را مورد نقد قرار داد و در یک جامعه سوسیالیستی، خواستار برابری حقوق زنان و مردان شد.
او در بخشی از مقاله مینویسد: «کمونیستها مانند مسلمانان نیستند که زن را همچون کالا و حیوان بخرند و بفروشند و همچون اموال خود نگاه دارند. کمونیستها وظیفه حفظ عفت زنان را به خود زنان، به نیروی خود آنها برای زندگی واگذار میکنند.» این جمله نشاندهنده نگاه مترقی پیشهوری به مسئله زنان و اعتقاد او به توانمندسازی زنان برای دفاع از حقوقشان است.
پیشهوری در ادامه مقاله با خطاب به زنان تُرک مینویسد: «رفقا، زمان آن فرا رسیده که زنان و مادران تُرک و مسلمان حقوق انسانی خود را مطالبه کنند. آنها باید در مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در سطحی برابر با مردان باشند.» او زنان را فرا میخواند تا برای تحقق این اصول و برقراری روابط برابر، همراه با برادران انقلابی خود به مبارزه برخیزند.
همچنین وی در هشتم مارس سال ۱۳۰۳، در مقاله دیگری که به مناسبت روز جهانی زنان در نشریه «شرق زن» منتشر شد، پیشهوری با انتقاد از فمینیسم بورژوایی، تأکید کرد که تا زمانی که زنان کارگر تحت ستم دوگانه قرار دارند و از حقوق برابر با مردان و زنان بورژوا برخوردار نیستند، سخن گفتن از جنبش واقعی زنان بیمعنا است. این رویکرد او با دیدگاه فمینیستهای مارکسیستی مانند کلارا زتکین و رزا لوکزامبورگ همسو بود.
در همین راستا حکومت خودمختار آذربایجان به رهبری پیشه وری درست ۱۷ سال پیش از تصویب قانون حق رأی زنان توسط حکومت پهلوی، زنان آذربایجان را از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برخوردار کرد؛ همزمان با زنان کشورهای مترقی و مدعی حقوق بشر همچون فرانسه و بریتانیا، و حتی زودتر از کشورهای پیشرفتهای چون ایتالیا، ژاپن، بلژیک و آلمان غربی...
(لازم به تأکید است که آذربایجان شمالی نیز با رسمیتبخشی حق رأی زنان در سال ۱۹۲۱، از پیشتازترین کشورهای جهان در این زمینه بوده است.)
به همین روال «کانون بزرگ زنان آذربایجان» تأسیس شد، و در تابستان ۱۹۴۶ جلسهای با حضور حدود ۶۰۰ زن از سراسر آذربایجان برگزار شد که پنج نفر به عنوان هیئت رئیسه انتخاب شدند.
مطابق پژوهشهای منتشرشده در Iran and the Caucasus و آرشیو نشریات داخلی فرقه، حکومت ملی آذربایجان نخستین تشکیلات سازمانیافته مستقل زنان ایران را پایهگذاری کرد.
چنانکه این تشکیلات دورههای سوادآموزی و تعلیمات اجتماعی برگزار میکرد،
زنان را برای حضور در عرصهٔ عمومی آماده مینمود،
و از طریق نشریهٔ «بیداری ما» برای آگاهیبخشی زنان میکوشید.
این حرکت، طبق گفته تورج آتابکی، یکی از نخستین تلاشهای مدرن برای سازماندهی زنان در تاریخ سیاسی ایران بود.
همینطور در پژوهشهای جمیل حسنلی و آرشیو GARF( آرشیو رسمی دولت روسیه )ذکر شده است که در طی یک سال حکومت فرقه دهها زن بهعنوان مدیر مدرسه، کارمند ادارات، عضو شوراها و فعال مدنی در ساختار حکومت ملی بهکار گرفته شدند.
همچنین طبق گزارشهای منتشرشده در نشریه «آزربایجان»، بیش از ۳۰۰ زن در ارتش ملی آذربایجان بهصورت رسمی ثبتنام و مشغول به خدمت شدند.
این حضور، یکی از نخستین نمونههای نهادینهسازی مشارکت اداری و نظامی زنان در ایران بود.
مایکل امین و افسانه نجمیآبادی (در بررسی سیاستهای مدرنسازی زنان)نیز تأکید میکنند که حکومت ملی آذربایجان قوانینی تصویب کرد که در آنها برای اولین بار در سطح ایران اشتغال زنان در ادارات، مدارس، بیمارستانها و کارخانهها در شرایطی برابر با مردان تضمین شد،
زنان از دستمزد و مزایای برابر برخوردار شدندو حق برخورداری از حمایت اجتماعی و قانونی به رسمیت شناخته شده بود.
چنانکه می توان گفت حکومت خودمختار آذربایجان به شکلی چشمگیر نگرش سنتی جامعه نسبت به زنان را تغییر داد و برابری زن و مرد را بهعنوان یکی از اصول هویت سیاسی آذربایجان مطرح کرد.
بی درنگ این تحول فرهنگی از ماندگارترین میراثهای فرقه دموکرات است.
پیشه وری و رهبران فرقه به این غایت رضایت نداده و مجاهده کردند تا دستاوردهای حکومت خودمختار را به کل کشور به اصطلاح ایران گسترش دهند ، بدین ترتیب با اقناع و پافشاری سران فرقه موافقت نامه ای میان نمایندگان حکومت ملی آذربایجان وحکومت مرکزی تهران با هدف تنظیم و قبول لایحه اصلاح قانون انتخابات با تاکید بر آزادی ودموکراسی و برابری که شامل حقوق سیاسی برابر زنان با مردان نیز میشد به امضا رسید چنانچه از آن پس می بایستی زنان در سرتاسر کشور از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن همتراز با مردان برخوردار می گشتند.
در این رابطه در نشریه ای بنام《بیداری ما》 که از طرف«تشکیلات زنان» به چاپ می رسید، راجع به موافقت نامه ی مذکور مقاله ای به چاپ رسیده و با تشکر از سران حکومت ملی آذربایجان از جمله شخص پیشه وری از زنان آزربایجان بعنوان پیشروان و پیشتازان جنبش زنان تشکر و تمجید شد،در بخشی از مقاله زنان آزربایجانی ،اینچنین مورد تکریم مرقوم شده است ، «زنده باد زنان آزربایجانی که یک قدم جلوترازمارفتند درحالی که پرچم آزادی ما را همچنان دردست دارند!» ، «زنده باد نهضت آزربایجان، ایجاد کننده دوره جدید وباسعادت ایران!»
علاوه بر این در نامه ی فرستاده شده به پیشه وری توسط «جمعیت طرفداران حقوق زنان» با تشکر و تحسین از شخص پیشه وری و سران حکومت ملی به سبب میسر و هموار ساختن راه آزادی و عدالت در کل کشور ،می نویسد : « از برکت نهضت عظیم فرقه دموکرات زمینه مساعد برای آزاد شدن زن ها ازقیود ومحرومیتی که قرنها نصیب آنها بوده واسترداد حقوق آنها وشرکت آنها را در انتخابات وسایر حقوق اجتماعی آماده گردیده است.»
بدین ترتیب حکومت ملی ، ولو در عمر کوتاهش به طور رسمی و ساختاری زنان را به عنوان شهروندان برابر قلمداد کرد و برخی حقوق سیاسی و اجتماعی آنان را برای اولین بار تضمین نمود.
تجربه پیشهوری و حکومت ملی آذربایجان گواه روشنی است بر اینکه پیشتازی آزربایجان در مسیر عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی، نه یک ادعای نظری، بلکه محصول اراده سیاسی و تعهد واقعی به حقوق انسانی است.
با تکیه به اسناد باقی مانده ی دولتی ، پژوهش های منیطه ضدری و رحیم نیکبخت و همچنین بررسی های یرواند آبراهامیان ، حکومت خودمختار آزربایجان با نگاهی پیشرو، زنان را نه صرفاً مخاطبان سیاست، بلکه عاملان فعال تحول اجتماعی دانستند و با تصویب قوانین و ایجاد نهادهای مشارکت سیاسی، زمینه را برای تحقق حقوق زنان فراهم آوردند؛ اقدامی که می توانست آزربایجان و در تاثیر آن ایران را در ردیف پیشگامان برابری سیاسی زنان جهان قرار دهد که با یورش و اشغال خونین آزربایجان توسط دولت مرکزی ـ علیرغم قرارداد رسمی و قانونی پیشه وری با مجلس ایران و شخص قوام السلطنه ـ در نطفه ی خود خفه شده و جای خودش را به ارتجاع سلطنتی محمدرضا سپرد...
در پایان این تجربه تاریخی نشان میدهد که تحقق عدالت و برابری، چه در حوزههای اتنیکی و جنسیتی و چه در فرآیند دموکراتیزاسیون، تنها زمانی پایدار میماند که جوامع خود را نه به صورت سلسلهمراتبی و متمرکز، بلکه به شکل شبکهای از نهادهای خودگردان و مشارکتی بازتعریف کنند.
قدرت واقعی هنگامی شکل میگیرد که زنان و گروههای اتنیکی مختلف به عنوان بازیگران فعال در تعیین سرنوشت جمعی و بازسازی فرهنگ و نهادها حضور یابند و از طریق مشارکت مستقیم، جامعه را به سوی رهایی از سلطه، تبعیض و سلسلهمراتب اجتماعی هدایت کنند. پیشهوری و همراهانش، با پیشتازی خود در آذربایجان، نمونهای تاریخی از دموکراسی اقتصادی ـ اجتماعی پویا و فعال ارائه دادند؛ جایی که حقوق زنان، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال اقوام گوناگون، نه تنها به رسمیت شناخته شد، بلکه بستر عملی برای تمرین زندگی برابر و انسانی فراهم گردید. این پیشتازی تاریخی، همچون چراغی راهنما، الهامبخش جوامعی است که خواهان آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق رهایی واقعی زنان و مردان هستند و نشان میدهد که جامعهای پایدار تنها زمانی میتواند شکل گیرد که ساختارهای قدرت، از بالا به پایین، به شبکهای مشارکتی و دموکراتیک بدل شود.
منابع:
اتابکی، تورج. آذربایجان در ایران معاصر. ترجمه محمدکریم اشراق. تهران: توس، ۱۳۷۶، ص ۱۸۲.
صدری، منیژه و رحیم نیکبخت. پیدایش فرقه دموکرات آذربایجان. تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۶، صص ۶۱–۷۳.
حسنلی، جمیل. آذربایجان ایران: آغاز جنگ سرد. ترجمه منصور صفوتی. تهران: شیرازه، ۱۳۸۷، صص ۵۲۶–۵۲۷.
آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی، چاپ یازدهم، ۱۳۸۴، صص ۲۹۵–۲۹۶.
روزنامه «آذربایجان» (ارگان رسمی فرقه دموکرات، ۱۳۲۴–۱۳۲۵)
نشریه «وطن یولوندا»
نشریه «بیداری ما» (تشکیلات زنان فرقه)
نشریه «آزادلیک»
آرشیو حزب توده ایران
آرشیو کتابخانهٔ ملی ایران (نسخ نشریات فرقه دموکرات)
آرشیو دولتی روسیه GARF (اسناد حکومت ملی آذربایجان)
Azimi, Fakhreddin. Quest for Democracy in Iran: A Century of Struggle against Authoritarian Rule. Harvard University Press, 2008.
Hasanli, Jamil. At the Dawn of the Cold War: The Soviet-American Crisis over Iranian Azerbaijan, 1941–1946. Rowman & Littlefield, 2006.
Atabaki, Touraj. Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B. Tauris, 2000.
Abrahamian, Ervand. Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, 1982.
Richard, Yann. L'Iran de 1800 à nos jours. Flammarion.
Avery, Peter; Hambly, Gavin; Melville, Charles (eds.). The Cambridge History of Iran, Vol. 7. Cambridge University Press, 1991.
Vali, Abbas. Kurds and the State in Iran: The Making of Kurdish Identity. I.B. Tauris.
Shaffer, Brenda. Borders and Brethren: Iran and the Challenge of Azerbaijani Identity. MIT Press.
“South Azerbaijan Women’s Question: Historical Context and Political Discourse.” Journal of Iranian Studies / Dergipark.
“Women and Political Modernization in Iranian Azerbaijan, 1945–46.” Iran and the Caucasus (Brill).
“El Gobierno Autónomo de Azerbaiyán en 1945–1946 y la participación política de las mujeres.” Revista Estudios de Asia y África (UNAM).
Amin, Camron Michael. The Making of the Modern Iranian Woman. University Press of Florida.
Najmabadi, Afsaneh. Women with Mustaches and Men without Beards. University of California Press.
Sedghi, Hamideh. Women and Politics in Iran. Cambridge University Press.
Kaveh Bayat — مجموعه مقالات درباره حق رأی و تاریخ اجتماعی ایران.
Inter-Parliamentary Union (IPU) — Women’s Suffrage Database
UN Women — Women’s Voting Rights Timeline
International IDEA — Women’s Political Participation Database
World Economic Forum — Global Gender Gap Reports
Encyclopaedia Iranica — “Pishevari”, “Azerbaijan”, “Democratic Party of Azerbaijan”
Cambridge University Press Journals — Iran and the Caucasus
Brill Online Journals
JSTOR (مقالات درباره حکومت ملی آذربایجان)
Iranica Online