روز نسل‌کشی اتنیکی ترک‌ها و روز نسل‌کشی فرهنگی با سوزاندن کتابهای ترکی بدست حکومت تمامیت طلب پهلوی

.

آدپ: ۲۶ آذر ۱۳۲۵ که در روایت رسمی با نام وارونه‌ی «روز نجات آذربایجان» ثبت شده، در واقع لحظه‌ی عریان‌شدن منطق قدرتی است که برای تثبیت خود، جامعه را نه به‌مثابه سوژه، بلکه به‌عنوان مانع می‌بیند. آنچه رخ داد نه صرفاً یک عملیات نظامی، بلکه مداخله‌ای تمام‌عیار در بافت اجتماعی آذربایجان بود؛ مداخله‌ای که هدفش قطع تداوم یک امکان تاریخی بود: امکان خودسامانی، خودگویی و خودحکمرانی.

سقوط حکومت ملی خودمختار در تبریز با کشتار گسترده همراه شد؛ سرکوبی که بنا بر روایت‌های متعدد، به قتل عام حدود ۲۵ هزار روشنفکر، کنشگر مدنی، فرهنگی و سیاسی در سراسر آذربایجان انجامید و چندین برابر این رقم را به مهاجرت اجباری، تبعید درونی و زیستِ بی‌وطنانه سوق داد. خشونت، تنها متوجه بدن‌ها نبود؛ زبان، حافظه و امکان اندیشیدن نیز هدف قرار گرفت. کتاب‌سوزان گسترده‌ی کتاب‌های ترکی در میدان ساعت تبریز، نماد تلاش برای خاموش‌کردن یک افق معنایی بود؛ افقی که در آن، جامعه خود را نه حاشیه، بلکه مرکز تجربه‌ی خویش می‌دانست.

اعدام و کشتار اعضا و هواداران فرقه دموکرات آذربایجان، حذف یک حزب نبود؛ حذف یک شیوه‌ی سیاست‌ورزی بود که بر مشارکت، آموزش همگانی، و به‌رسمیت‌شناختن کثرت اجتماعی بنا شده بود. با سرنگونی آن تجربه، نظم مرکزگرا دوباره برقرار شد؛ نظمی که با نام «وحدت»، تکثر را تهدید می‌دید و با نام «امنیت»، هر امکان حکمرانی محلی/بومی را به تعویق نامحدود می‌سپرد.

در این منطق، آذربایجان نه یک جامعه‌ی زنده، بلکه مسئله‌ای اداری تلقی شد؛ و ترک‌های آذربایجان از سوژه‌های دارای حق جمعی، به جمعیتی قابل مدیریت فروکاسته شدند. ۲۶ آذر، از این منظر، نه پایان یک دولت، بلکه آغاز استعمار داخلی مدرنی بود که با حذف حقوق جمعی-اتنیکی، شکافی پایدار میان مرکز و پیرامون ساخت؛ شکافی که هنوز در زبان، حافظه و سیاست روزمره بازتولید می‌شود. این روز یادآور آن است که خشونت، وقتی به نام نجات اعمال می‌شود، معمولاً چیزی را نجات نمی‌دهد جز خودِ قدرت.

منتشر شده در